|
منافع فراوان و در دسترس برخي از مديران و كارشناسان معتقدند كه به كار گيري روشها و ابزارهاي شناخته شده كيفيت از قبيل شش سيگما ، توليد ناب ، هزينه يابي كيفيت ، كنترل كيفيت آماري و امثال آن در سازمانهاي ايراني كاربرد چنداني نداشته و حاصلي به جز صرف هزينه و زمان به بار نمي آورد. آنان بر اين عقيده اند كه « اين روشها فقط به درد آن طرف آب مي خورد!» مهمترين دلايلي كه اين گروه از مديران و كارشناسان براي ناكارآمدي اين ابزارها بيان مي كنند، نبود بستر مناسب فرهنگي، دولتي بودن اقتصاد و ناآگاهي و عدم تعهد مديران ارشد نسبت به كيفيت است كه البته نمي توان منكر اين دلايل شد، چرا كه در حقيقت اين عوامل مهمترين موانع براي گسترش كيفيت و بهره وري در بيشتر بنگاههاي اقتصادي كشور است. از سوي ديگر، برخي از صاحب نظران ديدگاهي متفاوت دارند. اين افراد ضمن تاييد موانع و مشكلات فراروي گسترش كيفيت، پايين بودن ميزان بهره وري و كيفيت پايين محصولات و خدمات را به عنوان يك مزيت نسبي براي توسعه كاربرد ابزارهاي كيفيت مي دانند. شايد اين ديدگاه كمي شگفت انگيز باشد، اما با آوردن مثالي مي توان به اين باور نزديك شد.
اگر سازمان را به يك درخت ميوه تشبيه كنيم و خروجي هاي مفيد( منافع) را به ميوه هاي درخت، تقريبا هر سازماني مي تواند ميوه هايي كه در دسترس است به موقع چيده و از آنها استفاده ببرد. اما هر چه شاخه هاي بالاتر بروند، دسترسي به ميوه ها مشكل تر و نيازمند استفاده از وسايلي مانند چهار پايه و نردبان است و هرچه اين درخت بزرگ تر باشد، به ابزار پيشرفته تري نياز است. در اينجا مي توان ميوه هايي كه چيده نشده و نهايتاً خراب مي شوند را ضايعات سازمان محسوب كرد. شركتهايي كه در آنها از هيچ ابزاري براي توسعه كيفيت بهره برده نمي شود، مانند درختاني هستند كه ميوه آنها را فقط با دست مي چينند. در نظر بگيريد با استفاده از ابزارهايي ساده و ارزان به چه ميزان مي توان ميزان بهره وري اين سازمانها را افزايش داد. با توجه به اندازه شركتهاي ايراني كه غالباً در مقياس كسب و كارهاي كوچك و متوسط دسته بندي مي شوند، به نظر مي آيد با بهره گيري از ابزارهاي نسبتاً ساده كيفيت، مي توان ضايعات را به ميزان قابل توجهي كاهش و به همان نسبت سود آوري را افزايش داد. حتي در روشهاي نسبتاً پيچيده تري مانند 6 سيگما، شركتهاي كوچك و متوسط مي توانند در حد توان خود به خوبي از آن بهره گيرند. رسيدن از 3 سيگما به 4 سيگما در كاهش ضايعات، بسيار ساده تر از رسيدن از 5 به 6 سيگما است و جالب اين كه تفاوت 3 تا 4 سيگما معادل 60000 واحد(6%) كاهش ولي تفاوت 5 تا 6 سيگما فقط 230 واحد(023/0 %)كاهش ضايعات به همراه دارد. هنگامي كه در رابطه با شركتهايي مانند جنرال موتورز، تويوتا، موتورولا، فورد و ساير شركتهاي چند مليتي، صحبت از رسيدن به سطح 6 سيگما مي شود، نكته اي كه فراموش مي شود ميزان توليد بسيار بالاي آنهاست كه تلاش متخصصين اين شركتها را براي كاهش حتي 0.01 درصدي ضايعات توجيه مي كند. در حالي كه براي اكثريت قريب به اتفاق شركتهاي ايراني با ميزان توليد محدود، رسيدن به سطح 6 سيگما توجيه اقتصادي ندارد (مگر براي صنايع خاص و شرايط استثنايي). واقعيت آن است كه تقريبا تمام بنگاههاي كشور از محدوده 4 سيگما فراتر نرفته اند (4سيگما= 6210ppm و 3 سيگما=66807ppm). البته در تمامي اين تلاشها بايد در نظر داشت كه نكته حياتي همان تعهد مديريت است كه در نبود آن هيچ تلاشي در زمينه گسترش كيفيت به ثمر نمي رسد. نظر خود را در باره اين نوشته در سايتwww.qcmagazin.ir با ما در ميان بگذاريد. |